السيد حامد النقوي

309

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

از صحيح خود وارد كرده ، و مسلم هم در صحيح خود به سه طريق روايت نموده اهتمام تمام نموده است . چنان كه در « ازالة الغين » قبل از اين مبحث بجواب حديث قرطاس گفته : بدانكه فقير را بعد از تتبع كتب قدماى اين فرقه ، و تصفّح مضمرات و مكنونات ايشان ، كه در تأليفات خويش بمقتضاى حديث مرتضوى « ما أضمر أحد شيئا الّا و قد ظهر في فلتات لسانه » گاه گاه از آن خبر مىدهند ، چنان مذعن شد : كه اين حديث مثل حديث ردّت جميع أصحاب الّا شاذّى ( لا يعبأ به ) از خصائص مذهب اماميّه بوده ، و اكابر اين مسلك به اين اسرار و دقائق آگهى داشتند ، و اين قصّه را علق نفيس گمان مىبردند ، و بكتمانش هم دگر وصايا مىنمودند ، من بعد اهل مكيدت و بدا مصلحت در آن ديدند كه در لباس تسنّن اين روايت را ، كه منتهاى آرزويشان بقول مجلسى در بحار و حياة القلوب است ، در مدرسها پيش معتقدين خويش از زمرهء اهل حق روايت نمودند ، تا آنكه رفته رفته در كتب محدّثين حتى ملتزمين صحّت مندرج شد ، و پر ظاهر است كه اگر اين حديث در صدر اول طبقهء تابعين ثابت و مشهور مىبود ، كتمان و اختفاء ، و آن هم بدين تاكيدات بىانتها كه پارهء از آن به گوشت رسانيدم ، صورت نمىداشت و هر يكى از ديگرى عهود و مواثيق چرا مىگرفت ، و كى مىگفت كه پس خبردار بايد بود ، چنان نشود كه اهل خلاف ، كه بر محبّت شيخين خود را فدا مىكنند ، بر اين معنى مطلع شوند . چنان كه نسخهء سليم بن قيس هلالى كه اقدم و افضل از جميع كتب احاديث اماميّه توان گفت ( كما اعترف المجلسى فى مجلّد الفتن من البحار ) بر امور مرقوم الصدور دلالت مىكند ، و اين هم از اشارات و عباراتش پيداست ، كه بعضى از اسرار اين حديث ، مثل نام فاروق ، از شيعيان هم دريغ مىكردند